دغدغه!!!

 

درسته دیروز (گذشته) همیشه همراه ماست ، اما دیگه گذشته. امروز هم حال ماست و می تونیم به بهترین نحو ازش استفاده کنیم. آینده هم که هنوز تو راهه و نمی دونیم چی پیش میاد!سوال

پس بهتره به جای نشستن و غصه خوردن اول به فکر خودسازی باشیم و مثبت اندیشی رو یاد بگیریم.بغل

به قول آقای زارع زاده ***ورژن 90 من *** اینه که با خودم تکرار کنم که این نیز بگذرد و فردایی هم هست که در انتظار من است.مژه

امید ، آرزو و ... اینها واژه هایی از مثبت اندیشی هستند . پس :

دوستان عزیزم بیایم از همین حالا شروع کنیم و کینه و دروغ و *گذشته* رو فراموش کنیم و از نو شروع کنیم.

خوب با این تفاسیر سوال من از شما اینه :

1.شما در چه زمانی زندگی می کنید؟

2.تصور شما از گذشته و حال و آینده چیست؟

3.آیا دوست داشتید به عقب (گذشته) برمی گشتید و اشنباهات خود را جبران کنید؟ یا از حال خود راضی هستید و اشتباهاتتون تجربه خوب واستون به جا گذاشته ؟

تا شما به سوالات فکر میکنید یه بستنی دبش نوش جان می کنم آخه انسیه و رویا می دونن من چیزی هوس کنم نمی تونم صبر کنم.نیشخند

وااااااااای لواشکناراحت

امیدوارم که از زندگی حال و آینده تون مثل همین بستنی شیرین شیرین باشه.قلب

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
M.Sadeghzade

اين بستني انقده خوشرنگه كه همين نصفه شبي هوس بستني كردم [نگران][نگران]

نفس

سلام سحر بانو برای زمان وقت تعیین کردن آدمی را محدود میکند عزیزم زمان یعنی همان لحظه که تو شادی را لمس میکنی حتی به وسعت یک لبخند شیرین گذشته را دوست دارم چون همیشه با من است ازدید اوست که گاهی به عقب برمیگردم و مرور میکنم آنچه را که روزی لبخند شیرینی را از من ربود یا نگاه تلخی را به چشمانم دوخت مرور میکنم هر آنچه با لحظه های آینده ام باید تجربه نکنم یا باید تجربه کنم اما بهتر از قبل تا در دوباره برگشتن حسرت به دل نمانم. آره عزیزم من در زمان حال زندگی میکنم . اما گذشته و آینده را غافل نمیشوم آنها بخش جدایی ناپذیر از زندگانی ام هستند حتی گاهی به تک تک لحظه هایش مدیون میشوم چه آنها که گذشتند چه آنهایی که در آمدنشان منی را میخواهند در حد بودنم به عنوان یک انسان واقعی چقدر طولانی شد سؤالاتت مرا به اینجا کشاند

سلطانی

سلام ؛ ج 1) در سال 1390 زندگی میکنم. ج 2) شاکر نعمت هایی هستم که خدا بهم ارزونی داشت و تسلیم مصلحت هایی ام که بازم به شکرانه لطفش قسمتم شد، خواه بد و خواه خوب ، بد و خوبش با توکل بهش واسم خوبه خوبه اما تصورم از حال : بحمدلله رضایت کامل دارم و روز به روز شاکر پروردگارم هستم ، انشالله کاری نکنم که رنجیده خاطرش کنم درباره آینده هم بازم میگم که به خدا توکل میکنم پس غصه ای از آینده م ندارم ، گاهی وقتا ما همش اینقد واسه آیندمون فکرای جور واجور میکنیم که از حال خودمون کاملا غافل میشیم و وقتی هوشمون سر جاش میاد که میگیم ای دل غافل ، پس بهترین کار همون توکله و استفاده بردن از زمان حال (البـــته توکل کردن بدون تلاش کاملا بی فایده س) ی ضرب المثل هست ک میگه : نسیه رو ولش کن و نقد رو بچسب این ضرب المثل جواب کلی سوال 2. ج 3) نه. اصولا به چیزی که نشدنیه نمیخوام وقتمو روش صرف کنم ، آبی که از جویی رد بشه دیگه برنمیگرده!!! از حال خودم راضی هستم (شکر خدا).

عارفه

سحر من اگه جای انسیه بودم مستشارت میکردم تاجای شاهو گرم کنی!!![قهقهه]

انسیه

من در همه زمان وجود دارم!انسیه اینجا انسیه اونجا انسیه همه جا![دروغگو] اما حالا که تو هم دوس جونمیو باید واست پست جور کنم سه تا پست هست حالا خودت انتخاب کن! حکمرانی در دهاتهایی در 800 کیلومتریه زابل زاهدان و خارج از نقشه ایران! 2)یه چیتوز موتوری میدم دستت از صب تا شب بگیر دستت و تبلیغ کن تا فروش بره (نظر منو میپرسی این برات بهتره؛اخه حسابی توش خبره ای)[نیشخند] 3)همون که عارفه گفت! سریع جواب بده تا پستهای دیگه رو بدم واسه عارفه تا نگه واسش کاری نکردم![چشمک]

سلطانی

آره متوجه منظورتون شدم اما بازم میگم اگه میتونستم برگردم میگفتم نه !!! میدونید واسه چی؟!! واسه اینکه اگر قرار باشه یه کار اشتباهی ازمون سر بزنه و امیدمون به این باشه که به گذشته میتونیم بریم و جبرانش کنیم بازم دچار اشتباهات بعدی در آینده میشدیم و همیــشه یک امیدی به داشتن کلیدهای ctrl+z داشتیم ، اما وقتی که مطمئن باشیم دیگه راه برگشت نداریم خیلی بیش از پیش مراقب رفتار و اعمالمون هستیم ، همونطور که توی قران خدا به دوزخیانی که آه و ناله میکنن و در خواست برگشت مجدد به دنــیا رو میکنن پاسخ میده که: اگر دوباره به زمین برگردید همان راه قبلی رو پیش میگیرید . پس به نظر من منطقی اینه که برنگردیم و بتونیم از گذشتمون به طور قابل قبولی درس زندگی بگیریم و تجربه واسه آیندمون پیدا کنیم اگه قرار باشه برگردیم و نقصان های زندگیمونو جبران کنیم که فایده ای نداره ، مهم اینه که وقتی در آینده دچار چنین نقصان هایی شدیم پامونو بزاریم رو ترمز یا دستی رو تا ته بکشیم. [لبخند] نمیدونم این نظر منه ! دوست دارم نظر بقیه بچه ها رو هم بدونم؟!! بحث جالبی شد[لبخند]

M.Sadeghzade

" دوست دارم نظر بقیه بچه ها رو هم بدونم؟!! " من كه قبلا نظرمو گفتم : " ولي درمورد اشتباهام ،ماهي رو هروقت از آب بگيري تازه ست ،از الان جلوشونو مي گيرم ، نيازي نمي بينم به گذشته برم "

مدیر وبلاگ ها تولد

سلام دوست عزیز برای شما ایمیلی با عنوان قوانین وبلاگ ها گروهی ارسال شد لطفا بخونید با دقت و در صورت موافقت جواب خود را از همان طریق ارسال فرمایید سهیل خ.م

milad

ناله ميبيني اما چرا؟ چون در رسم زندگي كردن ناله هم جز اي از امور جاريست.همانطور كه خنده شيرين و تلخ هم اجباريست.

مامان زهرا

سلام جواب سوال اول: من بهتره بگم که تمام زمان ها با ما در ارتباطند ، یعنی هم در گذشته و هم در حال و هم در آینده هستیم. جواب سوال دوم: منظور ازین که گذشته در زندگی من تاثیر داشته یعنی اینکه بدون خاطرات و تجربه های گذشته نمیتوان زندگی کرد ، زمان حال هم که به نظرم از همه مهمتر است یعنی اینکه اگر انسان گذشته را از دست داد ولی زمان حال را که از دست نداده ، پس میتواند با استفاده از فرصتی که دارد گذشته را به حال تبدیل کند که با انتقال تجربه از گذشته به زمان حال میسر میشود و اما آینده : همه ما در تلاشیم که آینده خود را به نحو احسن رقم بزنیم . کسی که آینده نگر باشد مسلما زندگی بهتری خواهد داشت اگر چه گذشته اش برایش توفیقی نداشته باشد چون از گذشته اش برای آینده اش تجربه کسب کرده است. جواب سوال سوم: خداروشاکرم و از زندگیم راضی هستم اما اگر قرار بود به گذشته برگردم دوستداشتم تحصیلاتم را بیشتر ادامه میدادم ولی در کل نیازی به برگشتن به اون دوران رو ندارم ، راضیم به رضای خدا. تا هر چه باشد قسمت...