الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه


یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!

ملا نصر الدین با خود گفت:

لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.نیشخند

                         

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی احساس

سلام خیلی مطلب خوبی بود خر که بالا میرود ....غورباقه .... میشه نه ببخشید یه ضرب المثل دیگه بود اون بند از محتشم کاشانی که همشهری خودمه هم خوب بود ممنون

ادیب

سلام ممنون مطلبت جالب بود طفلک خره از دست ملانصرالدین چی میکشه!

high_class

سلام بله اینم یه مدلشه دیگه ااااااااااا خر چیه؟؟!! چه بی کلاس!!!![نیشخند] تو روستای ما که به این موجودات میگن الاغ وای چه صدای دلنشینیم داره ماشالله کم معروفم که نیست اینقد معروفه که تو کتابای درسی به عنوان یه قضیه آوردنش پس چرا بهش فحش میدین میگین خر[نیشخند] حیوونی شخصیت داره واه[قهقهه] ولی چه اسم قشنگی خررررررررررررررررررررررر[خنده] من خر مْخوام[چشمک]

امیرحسین

سلام پايگاه مبلغ و مروج فرهنگ مهدويت عصرظهور شما را دعوت به بازديد از اين تارنما ميكند . شامل موضوعات ناب مهدوي شامل : مقالات پژوهشي ، احاديث ، حوادث بعد از ظهور ، گالري تصاوير ، نوا و نما مهدويت ، علائم ظهور ، پرسش و پاسخ ، خدمات وبلاگ نويسان و مطالب بسيار ديگر ... ::اماده تبادل لوگو با وبلاگ نويسان :: خداحافظ

امیرحسین

سلام پايگاه مبلغ و مروج فرهنگ مهدويت عصرظهور شما را دعوت به بازديد از اين تارنما ميكند . شامل موضوعات ناب مهدوي شامل : مقالات پژوهشي ، احاديث ، حوادث بعد از ظهور ، گالري تصاوير ، نوا و نما مهدويت ، علائم ظهور ، پرسش و پاسخ ، خدمات وبلاگ نويسان و مطالب بسيار ديگر ... ::اماده تبادل لوگو با وبلاگ نويسان :: خداحافظ

مسعود

عجب نتیجه گیری کرده این ملا ... دیگه خرها هم وقتی به یه مقام بالا میرسن دیگه دوست ندارن بیان پایین یاد مملکت خودمون افتادم که وقتی یه نفر یه پستی میگیری دیگه ....

مسعود

ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!

مسعود

شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!

محمدی

خیلی باحال بود![قهقهه] بابا این ملام عجب عجوبه ای بوده! با منیره ام موافقم که بعضی ادما جنبه ندارن!خدانکنه به جایی برسن....!

سعیده السادات موسویان

سلام. گوش هایت را باز تر کن و چشمانت را تیز تر گاهی همین حیوان گوش دراز!!!!!!!! بهانه ای می شود برای رشد من و تو! انسانهایی را می شناسم که آنقدر در قدرت غرق می شوند و که زندگی کردن فراموششان می شود و برعکی انسانهایی را می شناسم که با نداری شان بر تخت پادشاهی تکیه زده اند. کاش ما هم چون این حیوان نباشیم و قدرت کور و کرمان نکند! خداییش ها! سحر جون کامنتها کاشناسی منو داری؟؟؟؟[مغرور] کاش درس خوندن هامون همین قدر کارشناسی بود!!!![نیشخند]