محرم الحرام

 

احادیث:

هنگامی که کشتی حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام ) در طوفان به حرکت خود ادامه میداد ، در موضعی طوفان بیشتر شد و کشتی حرکات تندی پیداکرد. حضرت نوح ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) از خداوند متعال درباره ی علت این ماجرا سوال نمود ، سپس ندا رسید:

روی زمین کربلا واقع شده اید ، و جبرئیل ( علیه السلام ) ماجرای کربلا و شهادت اباعبدالله (علیه السلام ) و اسارت اهل و عیال آن حضرت را نقل نمود. و داخل کشتی غرق ماتم و گریه و عزا شد و حضرت نوح ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) نیز گریه کرد.                                                                    ( بحارالانوار:44/243 و عوالم:17/29)


حضرت آدم ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) وقتی در زمین سیر میکرد ، هنگامی که به زمین کربلا رسید ، غمگین شد ، وقتی به محل شهادت امام حسین ( علیه السلام ) رسید ، پایش لغزیدو به زمین افتاد و خون از پایش جاری شد. سر به آسمان بلند کرد و عرض کرد :

خدایا آیا گناهی از من سر زده؟! وحی آمد که فرزندت حسین ( علیه السلام ) در این مکان به شهادت می رسد و این خون به جهت موافقت تو با خون حسین ( علیه السلام ) است. آدم گفت: آیا حسین نبی است؟ خطاب آمد: نه او سبط محمد ( صلی الله علیه و آله و السلام ) است. آدم گفت: قاتل حسین ( سلام الله علیه ) کیست ؟ خداوند فرمود: یزید ، که ملعون اهل آسمان و زمین می باشد.

                                                                                           ( بحارالانوار: 44/242 )

سلام حسین جانم

دیروز مرا به محفلت دعوت کردی تا بار دگر داشته ها و نداشته هایم را به یادم آری. اما...

خیلی وقت بود که دیگه محرم برام اون شور و حال حسینی رو نداشت. اما دیروز عزاداری دانشگاه یه حال و هوای دیگه ای داشت و بعد از اون شله ی امام حسین که خوردنش هم سعادت میخواست که نصیبم شد و بعد هم به هیئت یکی از فامیلامون رفتم ، واقعا شور و حال حسینی رو دوباره تونستم حس کنم. تا تونستم خودمو خالی کردم و با امام حسین درد و دل کردم. واقعا حس میکردم که امام حسین داره به حرفام گوش میده. غرق درد و دل بودم که اداهای یه دختر بچه 6ساله توجهم رو جلب کرد. همه مشغول عزاداری بودند و دخترک به حرکات وشیون خانمها نگاه میکرد وادای اونا رو در می آورد ، آنچنان با دست به پاش میکوبید و سینه میزد که یه لحظه احساس کردم داره ضعف میکنه. اما دریغ از یک قطره اشک... .

یاد عزاداری های جنوب ( بوشهر ) بخیر. اونجا میتونستی عشق و شور حسینی رو حس با تمام وجود حس کنی. محشر بود. مداحان بوشهری با لهجه ی زیبا و گرمشون ، طبل زنان حسینی ، مردم بوشهری و...

یه خاطره خیلی عزیزی که اولش شیرین ولی پایانش تلخ و تاسف انگیز از آخرین محرمی که بوشهر بودم این بود که:

شب شام غریبان بود و من مشغول وداع با عزاداری بوشهری ها بودم و تو حال وهوای خودم. طولانی ترین شبی بود که داشتم. اما بالاخره تموم شد.

معجزه ای که باورکردنش تنها زمانی قابل قبوله که حسینی باشی:

تقریبا 100متر جلوتر از محل عزاداری بوشهری ها یه زمین خاکی بود که بچه ها فوتبال بازی میکردند. شب شام غریبان که عزاداری تموم شد آخرشب  خانمی کیسه زباله رو بیرون میذاره که میبینه وسط زمین خاکی نور زیادی به چشم میخوره . کنجکاو میشه و جلوتر میره و میبینه که مورچه ها با جابه جا کردن خاکها نوشته بودند یا حسین و اطراف یا حسین نور زیادی در برگرفته بود.اون خانم هم باخوشحالی به خانواده خودش خبر میده و خلاصه در یک چشم بهم زدن کل پایگاه باخبر میشن.

منم فردا صبحش رفتم و با چشم خودم دیدم و از قدرت خدا و معجزاتش تمام مردم اشک می ریختند. و در مقابل آدمهای ناسپاسی هم بودند که این معجزه رو باور نداشتند و با اینکه با چشم خودشون میدیدند باز هم انکار میکردند و بهانه های بنی اسرائیلی می آوردند.

همون روز دور یا حسین قاب شیشه ای گرفتند که سریعا اون مکان رو به مکان مقدسی تبدیل کنند.اما 3روز بعد در کمال ناباوری یا حسین ناپدید شد. و تنها دلیل اون ناسپاسی و انکار ناجوانمردانه ی همان مردم کوته فکر بود ، که خدا معجزه ی خودشو از ما پنهون کرد و ما رو از اون نعمت گرانبها بی نصیب گذاشت. اونجا بود که پی بردم چرا خدا بعضی از نعمتها و معجزاتشو از عده ای دریغ میکنه.

یا حسین

 چه کشیدی وقتی انکارت کردند ؟؟؟ چه کشیدی وقتی به نزاع با تو برخاستند؟؟؟ چه کشیدی وقتی گردن علی اصغرت طفل شیرخواره ات را از تنش جدا کردند؟؟؟ چه صبری داشتی!!!

اما قلب من منتظر نوش داروی توست تا التیام بخشد. تنها خدا و تو میدانی چه میخواهم. ذره ای از لطف بی کرانت را نصیبم گردان ، تنها ذره ای... .

 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
علی

سلام دوست عزیز خسته نباشید وبلاگ زیبایی داری مطالب وبلاگت خیلی مفید بود موفق باشید به من هم سر بزنی خوشحال میشم اگه ممکنه منو با نام خدمات کامپیوتری آنلاین بلینکید آدرس وبم: www.onlineservicing.vcp.ir

high_class

سلام منم این واقعه جانسوز رو به شما و تمامی دوستانتان تسلیت می گم و امیدوارم که در این شب ها آقا گوشه چشمی به ما کنند و نوای دل ما رو بشنوند. به امید شفای همه بیماران. التماس دعا.

نسرین

سلام...خوپیییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشید دیر اومدم [خجالت]عذر خواهم...مرسی که به وبم میای...شعر قشنگ و با معنی بود...مرسی...

Daimon

سلام خیلی عالی بود منم این ماه محرم و محترمو به شما تسلیت میگم

بهاره

همیشه یادگار نگاهت برای بی کران تنهایی من کافیست... [گل]

high_class

سلام حال و احوالتون چطوره؟ خوب هستین انشاالله؟ ببین چگونه قناری ز شوق میلرزد،،،،نترس از شب یلدا بهار آمدنی است یلدا مبارک[چشمک] راستی فکر کنم به امتحانات نزدیکه خوب درساتو که میخونی؟ البته تا جایی که یادمه همیشه درسات خوب بوده به هرحال تلاشتو کم کنم چون میدونم مثل همیشه موفق میشی.[تایید]

انسیه

سلام دوست جون خوبی؟ چه عجب تونستم بنویسم توی نظراتت! منم تمام مصیبتها و از جمله اربعین و شب یلداو نوروز و تولدتو تولدمو یک جا تبریکو تسلیت میگم! خدا بده برکت!هنوز تاسوعا و عاشورا نگذشته باز تبریک شب یلدا!باز یلدا نگذشته باز اربعین دیگه شارژم تمومید!از بسکه تبریکو تسلیت گفتم!یکی دوتا هم که نیستن ماشاالله! [ناراحت] منم همه رو کیلویی به همه تبریکو تسلیت میگم![کلافه]