رنگینک
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام.

امیدوارم که تا الان امتحاناتونو خوووووووب داده باشید.لبخند

نرم که حسابی غافلگیر کرد همه روخنثی ولی ااااااااااااای بد نبود.

حالا واسه تقویت روحیه تضعیف شدتون یک Transponder بذارید چشمک

و

برید ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٢٤ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

سلام.

امروز  روز پدر ، حال و هوای بهشت رضا هم جور دیگه بود ، مثل حال و هوای من.

سه ماه تابستون بارو بندیلمونو جمع میکردیمو از بوشهر میومدیم مشهد.

وااااااااااااای که چقد رویایی بود اون 3 ماه.

تو فرودگاه بوشهر ، من عروسک به دست و داداشم فوتبال دستی به دست و خواهرم هم یک دفتر شعر.

به قول همسایه مون *خانم فلاح* داشتیم میرفتیم پیک نیک.

به مشهد که میرسیدیم همه تن پا میشدم که برسم به خونه مامان بزرگم.

وااااااای یادمه هر موقع که میرسیدیم خونه مامان بزرگم ، از دور مامان بزرگو میدیدم که نون تافتون به دست داره به طرف خونه میره.

منم همه وسایلو رها میکردمو می پریدم بغل مامان بزرگم.

خلاصه اینکه تابستون من شروع می شد.

صبح با صدای بابابزرگ نازنینم و البته نور آفتاب بیدار می شدم.

اول صبحونه رو همه با هم تو حیاط می خوردیم که واااااااای چه عالمی داشت تو حیاط صبحونه خوردن.

بعد هم که برنامه می رختیم بریم بیرون و بگردیم.

اون موقع مشهد برای من خیلی بزررررررگ بود که تمومی نداشت.

کوهستان پارک ، پارک ملت ، کوهسنگی و... .

همه خانواده یه طرف و بابابزرگم یه طرف.

همیشه با دست پر میومد خونه و من درو واسش باز می کردم.

هندونه ، خربزه ، طالبی ، گیلاس ، انگور و......... 

هیییییی چه روزای خوبی بود.

اما حیییییف از اون تابستون کذایی...

مامانم با چشمای گریون منو آماده کردو رفتیم فرودگاه.

تو راه سوالای بی جواب من اندازه یک کوه شده بود.

تا اینکه فهمیدم بابابزرگ نازنینم از دنیا رفته.

تمام شورو شوق روزای رویایی تابستون من بر باد رفت.

و حالا مشهد برای من هیچ رنگ و بویی نداره.

و امروز با دیدن سنگ قبرت تمام خاطرات تابستون رویایی تداعی شد.

هم واسه من و هم مهدی و سمانه.

 

 

بابابزرگ نازنینم تو تنها کسی بودی که راحت بهت تکیه می کردم بدون هیچ ترس و واهمه ای.

با تمام مهربونی و صبری که داشتی ، نمی ذاشتی ذره ای از غم رو تو چهره ت ببینم.

با اینکه دیگه بینمون نیستی. اما...

روحت شاد

و

روزت مبارک.

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و… بسیار سخت است.

پدرم روزت مبارک.قلب

 

 

 

 

*ولادت حضرت علی (ع) بر تمام شیعیان مبارک*قلب

[ ۱۳٩۱/۳/۱٥ ] [ ۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ سحر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مینویسم... مینویسم... مینویسم... تا یارای نفس. اما ، وقتی نیستم ، که نیستم.
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان