رنگینک
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش...

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند

ولی مهربان باش...

اگر شریف و  درستکار باشی فریبت میدهند ولی شریف و

درستکار باش...

نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش...

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند

است نه میان تو و مردم...


***کوروش کبیر***

 


[ ۱۳٩٠/٥/٢۸ ] [ ٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ سحر ]

سلام بچه ها.

امروز تولد 20 سالگی عارفه جووووووووووووونه.

عارفه جونم تولدت مبارک.



 

تولد تولد تولد مبارررررررررررک. مبارک مبارک تولدت مبارک.

بیا شمعا رو فوت کن تا 1000000000 سال زنده باشی.بغل

راستی کادوت هم محفوظه هاااااااااااااا.قلب

حیف که ماه رمضونه وگرنه یه شیرینی درست و حسابی ازت میگرفتم.

ولی غصه نخور بعد ماه رمضون فرصت زیاده.نیشخندعینک

عزیزم واست بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم از ثانیه ثانیه لحظات زندگیت لذت ببری گلم.قلبقلب

 

[ ۱۳٩٠/٥/٢٢ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ سحر ]

متخصصان تغذیه در پاسخ به این سوال می‌گویند؛ هر گروه خونی در زمان متفاوتی از تاریخ تکامل بشری، شکل گرفته است و بنابراین

ما باید رژیم‌های غذایی خود را مطابق با رژیم غذایی اجدادمان در

زمان تکامل گروه خونی مشابه در بدن آن‌ها هماهنگ کنیم.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٥/۱٦ ] [ ۳:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

خواب...

خواب...

خواب...

حتما واستون پیش اومده که در حال دیدن خواب وحشتناک یا بهتر بگم کابوس باشید و نتونید از خواب بیدار بشید.

اون موقع ست که حسی وحشتناک تر از مرگ به سراغتون میاد و دوست دارید هرکاری بکنید که از اون موقعیت رعب انگیز بیرون بیایید.

یکی از کابوس های وحشتناک دیدن مرگ عزیزانمونه ، که متاسفانه خیلی از ما شاهدش بودیم.

واقعا احساس میکنی که قلبت در حال از کار افتادنه.

در سایت ویکیپدیا سرچ کردم و به دلایل دیدن کابوس رسیدم.

اینکه:

کابوس یا کابوس شبانه، یکی از اختلالات خواب است که در دانش خواب‌شناسی یا روان‌شناسی خواب مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد.

کابوس یک رویای وحشتناک و ناخوشایند است که دستگاه عصبی شخص را تحریک می‌کند و در نتیجه شخص به طور ناخودآگاه به آن پاسخ عصبی می‌دهد.

کابوس ریشه در رویدادهای روز گذشته یا جریانات زندگی شخص دارد و در بعضی موارد می‌تواند به فلج خواب بیانجامد.

علل کابوس 

از جمله عواملی که ممکن است باعث بوجود آمدن کابوس شوند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تحت استرس قرار داشتن یا مضطرب بودن (معمولاً از یک رویداد تاثیرگذار در زندگی ناشی می‌شود).
  • دچار شدن به اختلالات خواب (مانند حمله خواب).
  • تب داشتن.
  • عوارض جانبی داروها.
  • خوردن بیش از حد پیش از خواب (که افزایش سوخت و ساز و فعالیت مغز را باعث می‌شود).

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

   آنقدر بزرگ و گرفتار شده ایم که یادمان می رود توپمان در حیاط

شبها تنها می ترسد ویادمان رفته که مدادهای سیاه و سفید که

هرگز تراشیده نشدند پدر مادر ده مداد رنگی دیگر هستند که

ما همیشه تراشیده ایم وکوچک شده اند .

    اما از شما چه پنهان گاهی آنقدر کودک می شوم که یادم

می‌رود بزرگ شده ام و هنوز عروسکهایم سر تاقچه ی زندگیم

خاله بازی می کنند ، هنوز در مراسم تدفین گنجشکها شرکت

می کنم و باران پا برهنه تمام کودکی را درمن می دود ...

پ.ن: گیله مرد

[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ سحر ]

زندگی ما پر شده از حرف های گفته نشده.

تا حالا شده با تمام وجودت نفس بکشی و لذت ببری؟

زندگی ... زندگی ... زندگی...

گاهی اوقات مفهومشو نمیفهمم.

سعی کردم ای کاش هامو نادیده بگیرم اما ...

اما یک ای کاش وجود دارد:

ای کاش زندگی فقط محدود به دوران کودکیم میشد.

کودکی حس زیبایی ست اما زودگذر.

 

 

جوانی سخت و پردردسر.

 

اما فقط میتونم یاد و خاطره ی اون دوران زیبا رو مرور کنم.

همین هم بس است.

تقریبا 10 سالم بود. یکی از روزهای  شرجی و بارونی بوشهر.

رضا و افسانه با هم خواهر و برادر بودند و همسایه ما.

خیلی زود باهاشون صمیمی شدم. افسانه 18 سالش بود و امیرهم همسن من.

همبازیای خوبی بودیم. یه روز از همون روزای گرم و خوب که مشغول دوچرخه سواری بودیم افسانه گفت: اگه با دوچرخه بتونید یه قورباغه رو له کنید بهتون یه جایزه خوب میدم.

وقتی بارون میومد کنار خیابون پر از قورباغه میشد.

منم که پشتکارم زیاد بود رفتمو دنبال یه قورباغه بزرگ کردم و با دوچرخه لهش کردم.ناراحت ولی امیر نتونست. وقتی که رفتم جایزه مو بگیرم افسانه بهم گفت تو خیلی بی رحمی واسه همین هیچ جایزه ای بهت نمیدم.گریه

منم کلی عذاب وجدان گرفتم و با خودم عهد بستم دیگه به خاطر یه جایزه جون هیچ موجودیو نگیرم.افسوس

و اما نتیجه اخلاقی:

هیچوقت به خاطر یه چیز با ارزش یا شان و مقامی خودتونو خوار نکنید و دنبال شبنم نگردید.


پ.ن:

***من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی              

     ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی گردم***

[ ۱۳٩٠/٥/۳ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سحر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مینویسم... مینویسم... مینویسم... تا یارای نفس. اما ، وقتی نیستم ، که نیستم.
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان