رنگینک
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام دوستان.

امیدوارم که تا الان ایام امتحانات به کامتون بوده باشه.

برای من که خداروشکر همینطور بوده.

ولی اصلا حس طراحی خوندنو ندارمناراحت

داشتم وب گردی میکردم که چشمم به چنتا کاریکاتور از بازیگرای خوبمون افتاد

که توسط:

***علیرضا باقری کاریکاتوریست ناشنوای گرگانی***

طراحی شده.

برای من که خیلی جالب بود...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۳/٢٦ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

سلام دوستان .

فصل امتحاناته و هیچ نخواندم . اگر همدردیم ، پس بیا با هم بهلول بخوانیمآخ

 

- آورده اند که: روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که

با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید.

پرسید: چه می کنی؟      

گفت: خانه می سازم.

پرسید: این خانه را می فروشی؟

گفت: آری.

پرسید: قیمت آن چقدر است؟  

بهلول مبلغی ذکر کرد. زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و

خود دور شد. بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.

شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده،

به خانه ای رسید و چون خواست داخل شود او را مانع شدند

و گفتند این خانه از زبیده زوجه ی توست. دیگر روز، هارون ماجرا

را از زبیده بپرسید. زبیده قصه بهلول را باز گفت. هارون نزد بهلول

رفت و او را دید که با اطفال بازی می کند و خانه می سازد.

 گفت: این خانه را می فروشی؟

بهلول گفت: آری

هارون پرسید: بهایش چه مقدار است؟

بهلول چندان مال نام برد که در جهان نبود.

هارون گفت: به زبیده به اندک چیزی فروخته ای.       

بهلول خندید و گفت:

زبیده ندیده خریده و تو دیده می خری. میان این دو، فرق بسیار است. 

 

[ ۱۳٩٠/۳/۱٤ ] [ ٥:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

سلام دوستان گلم.

امروز تولد یکی دیگه از دوست جونامه.

تولد تولد تولدت مبارک. مبارک مبارک تولد مبارک

بیا شمعا رو فوت کن که 10000000000000 سال زنده باشیقلبماچ

             

            

وای خدای من چه شیرینی بگیریم از انسیه جونننننننننننننننقهقهه

تولدم که نگرفتی ولی چه کنیم دیگه ما واست تولد میگیریم.

                 

عزیزم امیدوارم که تمام آرزوهای ریز و درشتت به واقعیت بپیونده

و همیشه مثل الان خوشحال خوشحال ........... باشی

و 100000000 زیر سایه ی پدر و مادر گلت به خوبی و خوشی

و سلامتی زندگی کنیماچقلب

 

[ ۱۳٩٠/۳/۳ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ سحر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مینویسم... مینویسم... مینویسم... تا یارای نفس. اما ، وقتی نیستم ، که نیستم.
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان