رنگینک
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیاء زدند

نوبت به اولیاء چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنساء زدند

                                                                محتشم کاشانی


 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٩/٢٤ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ سحر ]

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

          


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٩/٧ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ سحر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مینویسم... مینویسم... مینویسم... تا یارای نفس. اما ، وقتی نیستم ، که نیستم.
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان